برابر طوفان شالی بافته ازخصلت عشق برگلو دارم

برابر طوفان شالی بافته ازخصلت عشق برگلو دارم
گاهی که از گلها سخن می گویم
ابر دشت سینه ام را پرمی کند
احساس می کنم
به جای دست دوگل محمدی دارم
وماه در راه سایه اندوه را ازشانه هایم می تکاند
تا دریابم که تنهاسکوی آدمی عاطفه است
برای همین است که آسمان جهانم پر می شود از
کبوترورودواقیانوس از سرود
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

چقدر ساده دل شده ام کهشرقی وارتکیه برتنهایی درخت سپرده امودل...

سلام شبتون بخیر #خرمشهرشهرعشق

نه از نشستن روبه روی نجابت درخت پروا دارمونه ازتاراج اندوه ک...

ستاره دیده فروبست وآرمیده بیاشراب نور به رگهای شب دمیده بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط