انشایم که تمام شد،

انشایم که تمام شد،

معلم با خط کش چوبی اش
زد پشتِ دستم و گفت:

"جمله هایت زیباست ...

گفتم:
"اجازه آقا؟!
پس چرا می زنید؟!"

نگاهم کرد،

پوزخندِ تلخی زد و گفت:

میزنم تا همیشه یادت بماند،
خوب نوشتن و
زیبا فکر کردن در این دنیا،
تاوان دارد....!
دیدگاه ها (۸)

سیگار و دعادر بازگشت از مسجد، مجتبی از دوستش محسن می پرسد:فک...

الاغ گفت :رنگ علف قرمز است!!!گرگ گفت :نه سبز است!!!باهم رفتن...

خدادریا را نصف کرد(ادعای موسی)خدامرده را زنده کرد(ادعای عیسی...

تو را دوست دارمتو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

پارت دوم نماد مرگ

مهمونی پارت ۳۱

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

ارباب خشن من ۱۹

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط