به سرم زد شب ناشناس امتحانش نم

" به سرم زد يك شب ناشناس امتحانش كنم
بازىِ خطرناكى بود اما به ريسكش ميارزيد
+سلام
-سلام...شما؟
+غريبه
خدا خدا ميكردم كه ديگر پيامى نگيرم
آخر قرارمان اين بود كه ناشناسى واردِ حريممان نشود
-ميشه خودتونو معرفى كنيد؟
نوشتمو نوشت
ساعتها برايم گفت
از تنهايى اش
از گذشته اش كه پاك بود از آدمها
ناليد از عشقهاى امروزى
گفت منتظر است يك دانه نابَش سرِ راهش قرار گيرد...
با شماره ى خودم پيغام دادم جواب نداد
براىِ غريبه اما،
حاضر بود جانَش را بدهد
عجيب بود كه ديگر خبرى از شلوغىِ كارَش نبود
عجيب بود كه ديگر دستش هم بند نبود
عجيب بود،همه چيز عجيب بود
بعد از سالها،
مرا با غريبه اى عوض كرد كه خودم بودم
گاهى در زندگى غريبه شويد
آدمها گاهى غريبه ها را به عشقشان ترجيح ميدهند.. "💔

#کپی_ممنوع🌻
https://wisgoon.com/0_angel_0 🌱
دیدگاه ها (۱۴)

" تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند می‌زند .ت...

" دلتنگ یه حال خوب از ته دل..!(: " گفت : اگر کلمه بودی؟گفتم ...

" گفتم خدایا!به خداییت قسم خیلی دوسش دارم بدون اون میمیرم از...

" و تو میتوانستى به چشمانَم نگاه كنى و گلويَم را با چاقويى ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط