دل من راست بگو دسته گلی دادی به اب
دل من راست بگو دسته گلی دادی به اب؟
که چنین خوار و خموشی .. خرابی خراب
دل من راست بگو این همه بیخوابی چرا؟
زچه درخلوت خویشی شده ای محو سراب
دل من راست بگو ..ازغم عشق دوری کن؟
به گریبان نبریم سر ... نشنویم باز عتاب
دل من راست بگو باز بخود گل زده ای؟
باز عاشق شده ای تا دهیم رنج و عذاب
دل من راست بگو پرده ز این راز بدار؟
که اگرفاش شودمی کِشّمت سخت حساب
دل من راست بگو راست بگو راست بگو؟
همچو داودی ترا نیز .... کنم خوب خطاب.
که چنین خوار و خموشی .. خرابی خراب
دل من راست بگو این همه بیخوابی چرا؟
زچه درخلوت خویشی شده ای محو سراب
دل من راست بگو ..ازغم عشق دوری کن؟
به گریبان نبریم سر ... نشنویم باز عتاب
دل من راست بگو باز بخود گل زده ای؟
باز عاشق شده ای تا دهیم رنج و عذاب
دل من راست بگو پرده ز این راز بدار؟
که اگرفاش شودمی کِشّمت سخت حساب
دل من راست بگو راست بگو راست بگو؟
همچو داودی ترا نیز .... کنم خوب خطاب.
- ۱.۶k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط