میان مردم این شهر تا نفاق افتاد
میانِ مردم این شهر تا نفاق افتاد
به سمت آل پیمبر فقط شِقاق افتاد
درست بعد سه روز از شهادت جَدَم
روایت است که در کوچه اتفاق افتاد
تمام شهر، در آن لحظه آمده بودند
شرارِ آتش و هیزم به جان باغ افتاد
چگونه در به روی مادرم گشوده شده
که این سه ماهه به وضعیت مَحاق افتاد
هجوم لشگر ابلیس، آخرش این شد
به روی مادر ما درب و میخ داغ افتاد
بَدا به حال مدینه که پیر کرد مرا
که در دلم شرری هست، کز فراق افتاد
غلاف، دستِ عزیزِ مرا ز کار انداخت
و زندگانیِ من هم از اشتیاق افتاد
به سمت آل پیمبر فقط شِقاق افتاد
درست بعد سه روز از شهادت جَدَم
روایت است که در کوچه اتفاق افتاد
تمام شهر، در آن لحظه آمده بودند
شرارِ آتش و هیزم به جان باغ افتاد
چگونه در به روی مادرم گشوده شده
که این سه ماهه به وضعیت مَحاق افتاد
هجوم لشگر ابلیس، آخرش این شد
به روی مادر ما درب و میخ داغ افتاد
بَدا به حال مدینه که پیر کرد مرا
که در دلم شرری هست، کز فراق افتاد
غلاف، دستِ عزیزِ مرا ز کار انداخت
و زندگانیِ من هم از اشتیاق افتاد
- ۸۵۸
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط