اگه ادعا میکرد موهای کوتاه و بلوند به بنگچان هیونگ نمیاد

اگه ادعا میکرد موهای کوتاه و بلوند به بنگچان هیونگ نمیاد، دروغ بود.
بالاخره اصرارهاش نتیجه داده بود و هیونگش بلوند کرده بود؛ اما زمانی پرده از رنگ موی جدیدش برداشت که همزمان اون‌ها رو کوتاه کرده و ظاهر تازه‌ای به خودش داده بود.
فلیکس معتقد بود کسی که مقابلش ایستاده، یکی از اساطیر یونانی‌ئه.
مرد از نگاه بهت زده‌ی فلیکس، معذب شده بود. دستی به موهای کم پشتش کشید و پرسید
" بهم نمیاد؟ "
فلیکس از دنیای تخیالتش بیرون پرید، چند باری پلک زد تا مطمئن بشه چان واقعا انسانه. اون مرد بیش از اندازه جذاب به نظر میرسید و همین موضوع باعث میشد فلیکس دچار احساساتی بشه که شاید بهتر بود اسمش رو " عشق در نگاه اول نسبت به کسی که تاحالا صد و پنجاه بار دیدتش " بذاره.
" فلیکس؟ "
چان صداش زد، اما باز هم پسرک بلوندی که موهای بلند تری داشت، از فکر و خیال خارج نشد.
این باعث میشد چان بیشتر احساس معذب بودن کنه و بعد نگران حال دوستش بشه، چون مثل تسخیر شده‌ها بهش خیره شده بود.
" فلیکس.. میخوای یه جایی بشینیم؟ وسط پیاده‌رو وایستادیم... "
چان پیشنهاد داد و فلیکس نگاهش رو از چهره‌ی مرد گرفت.
اون روز رو به سختی کنار هیونگش گذروند، اما تا جای ممکن سعی کرد به مرد حس بدی نده.
مرد نمیدونست با موهای جدیدش باعث شده فلیکس همون شب چه خوابی ببینه.

#سناریو #چانلیکس
       #scenario  ֪  #chanlix  ֪  #cross
دیدگاه ها (۰)

" چی شده آقای لی؟ "سمت مرد خزید، مثل بچه گربه‌ای که صاحبش رو...

" چان! چــان! "فقط یک نفر بود که کریستوفر رو " چان " صدا میک...

با رفتن به سمت قفسه‌ی کالاهای بهداشتی، دنبال شامپوی مناسب می...

می‌نویسم برای بهترینم ، می‌نویسم برای کسی که همین شب در سال ...

خیلی مضطرب بود و همه با نگرانی بهش جواب منفی میدادن.دستی لای...

‌‌‌                             hyun𝂅lix    ‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌موهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط