ادامه پارت
ادامه پارت
هوا گرم شده بود و این برای الکس خوب بود به صندلی تکیه داد سپس به بیرون خیره شد تنها تاریکی و کم کم چراغ ها به چشم اش میخورد بوی عطر تهیونگ همراه با آن گرمای ماشین مخلوت شده بود و حس لذت بخشی را به الکس میداد
گذشته ... باز هم گذشته .. گذشته تلخ اگر اون شب کاری که جول سو گفته بود را نمیکرد شاید بجای این سکوت حرف های شیرین و لذت عاشقانه جایگزینی میشد پاسخ گویی اینا خود الکس بود
نفس کشید سپس چشم های پر از اشک اش را سمتش چرخاند
همان طور اخمو و جدی روبه رو خیره بود بدون هیچگونه نگاهی به اطراف یا فرد کناری
هوا گرم شده بود و این برای الکس خوب بود به صندلی تکیه داد سپس به بیرون خیره شد تنها تاریکی و کم کم چراغ ها به چشم اش میخورد بوی عطر تهیونگ همراه با آن گرمای ماشین مخلوت شده بود و حس لذت بخشی را به الکس میداد
گذشته ... باز هم گذشته .. گذشته تلخ اگر اون شب کاری که جول سو گفته بود را نمیکرد شاید بجای این سکوت حرف های شیرین و لذت عاشقانه جایگزینی میشد پاسخ گویی اینا خود الکس بود
نفس کشید سپس چشم های پر از اشک اش را سمتش چرخاند
همان طور اخمو و جدی روبه رو خیره بود بدون هیچگونه نگاهی به اطراف یا فرد کناری
- ۲۱.۰k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط