شب است و در بدر کوچه‌های پر دردم

شب است و در بدر کوچه‌های پر دردم

فقیر و خسته

به دنبال گم شده‌ام می‌گردم

اسیر ظلمتم

ای ماه پس کجا ماندی؟

من به اعتبار تو فانوس نیاوردم…
دیدگاه ها (۴)

همیشه در سختی‌ها به خودم می‌گفتم” این نیز بگذرد…”هنوز هم می‌...

مامان! قول میدم دفعه ی بعد ترازم از ۴٠٠٠ به ۶٠٠٠ برسه.. 👻

در کناره خطوطه سیم پیامخارج از دِه دو کاج روییده اند.. سالیا...

نسلی که مسافرت با مینی‌بوس، پیکان و پشت وانت را تجربه کردیم ...

ای عشق دلگیرم از فصل ها دلگیرم از روزها دلگیرم از شب هایی ک...

در شبی زمستونی، رهگذری از یه کوچه تاریک عبور می کرد. ناگهان ...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط