چندشاتی نامجون
چندشاتی نامجون
part ۳
روی تخت دراز کشید و اشکمیریخت
"خب چیکار کنم؟ من فقط میخواستم به منم توجه کنه"
همینطور اشک میریخت که در اتاق باز شد و پسر وارد شد
لباساشو پوشید و به سمت در خروجی رفت
+کجا میری؟
- به تو چه؟
+ با تو ام
-میگم به تو ربطی نداره
به سمت پسر رفت
+نامیی.. هق.. چرا اینجوری میکنی آخه
-منبودم کتابامو آتیش زدم؟
+نامی.. هق.. خو تو بهم اهمیت نمیدادی ..
-ات.. هرچی میشد نباید اون کارو میکردی
+ببخشید خب..
-برو اونور
+نامی.. ببخشید. من پول زیاد دارم، خودم واست کتاب میخرم
-ات.. اون کتابا گرون بودن
+ببخشید... میخرم.. هرچقدر باشه واست میخرم
-نمیخواد بخری.. خودم میخرم.. خب تقصیر منم بود
+.نه تقصیر من بود
-نه.. تو منو ببخش.. من از کی بود بات اهمیت نمیدادم.. ببخشید
+ هق..
-گریه نکن نفسم..
+ ببخشید.. نباید اینکارو میکردم
-منم نباید بهت بی اهمیتی میکردم...
+هق..
-ببخشید بهت سیلی زدم
" دختر رو بغل کرد و به یه بوسه دعوتش کرد"
the end
part ۳
روی تخت دراز کشید و اشکمیریخت
"خب چیکار کنم؟ من فقط میخواستم به منم توجه کنه"
همینطور اشک میریخت که در اتاق باز شد و پسر وارد شد
لباساشو پوشید و به سمت در خروجی رفت
+کجا میری؟
- به تو چه؟
+ با تو ام
-میگم به تو ربطی نداره
به سمت پسر رفت
+نامیی.. هق.. چرا اینجوری میکنی آخه
-منبودم کتابامو آتیش زدم؟
+نامی.. هق.. خو تو بهم اهمیت نمیدادی ..
-ات.. هرچی میشد نباید اون کارو میکردی
+ببخشید خب..
-برو اونور
+نامی.. ببخشید. من پول زیاد دارم، خودم واست کتاب میخرم
-ات.. اون کتابا گرون بودن
+ببخشید... میخرم.. هرچقدر باشه واست میخرم
-نمیخواد بخری.. خودم میخرم.. خب تقصیر منم بود
+.نه تقصیر من بود
-نه.. تو منو ببخش.. من از کی بود بات اهمیت نمیدادم.. ببخشید
+ هق..
-گریه نکن نفسم..
+ ببخشید.. نباید اینکارو میکردم
-منم نباید بهت بی اهمیتی میکردم...
+هق..
-ببخشید بهت سیلی زدم
" دختر رو بغل کرد و به یه بوسه دعوتش کرد"
the end
- ۸۹.۷k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط