#عشق‌یاهوس

#عشق‌یاهوس
پارت ۳
" من قبل اینکه بیام اینجا از پزشک پرسیدم که وضعیت شما چه شکلی هست
٪ بله فقط باید مراقب ایشون بود
" اگه اجازه میدین من و جفتم این مراسم رو برگزار کنیم
- بله فقط مواظب باشید چیزی اشتباه نشه
"٪ بانوی من
- مادر
+ بانوی من
(مادر ته ^)
^ تهیونگ حالت خوبه
- بله
^ چرا با افسرای سلطنتی برنگشتی
- من نمیتونستم کوک رو تنها بزارم
٪ شاهزاده ما میریم به جشن رسیدگی کنیم
+ میشه یه لحظه وایسید ته میشه منم باهاشون برم
- باشه پسرا مواظب همسرم باشید
ویو ته
بعد رفتن پسرا و لباسی که به کوک دادم بپوشه نشستم و با مادرم حرف زدن
^ تهیونگ چرا همسرم خطابش کردی
- مامان اون خودشه
^ امکان نداره
- مامان اون تنها یادگاری وزیر جئون و همسرشون جونگ‌کوک هست
^ و این همه سال جیمین و یونگی دنبالش بودن
- من پیداش کردم
^ تو کجا پیداش کردی
- کلبه کوچیک داخل جنگل مثل اینکه پدر میدونسته وزیر کوک رو می‌فرسته اونجا و هردفعه پدر با کلی وسیله میره اونجا و برای کوک میزاره منم که همراه پدر میرفتم اونجا برای همین وقتی زخمی شدم رفتم اونجا و کوک کمکم کرد .
^ تو بهش حس پیدا کردی
- اوهوم مامان خواهش میکنم باهاش مخالفت نکن لطفا
^ تهیونگ از این کارت مطمئن هستی
- اوهوم
^ پس مواظب خودت و کوک باش
- مرسی مامان
ویو کوک
٪ قربان اول باید لباستون رو اندازه بزنیم
+ باشه میشه نگین قربان یا ملکه و اینجور چیزا معذب میشم تازه من باید شما دونفر رو هیونگ صدا کنم
" خب باشه فقط چی صدا تون کنیم
+ اسمم جونگ‌کوک هست کوک صدام کنید و رسمی هم نباشید
٪" چشم کوک
رفتیم به یه تالار بزرگ که امپراطور گفته بودن
" عالیجناب با ما کاری داشتین
﷼ یونگی شما باید حکم رو الان داخل تالار جلسه اعلام کنی و هیچ مخالفتی هم قبول نکنی و جیمین تو با کوک برو پیش خیاط سلطنتی و بگو لباس هایی رو برای ایشون درست کنه و کوک خوشحالم که تونستم به قولم به پدرت عمل کنم
+ عالیجناب شما خیلی کارها در حق من انجام دادین
﷼ این حکم یونگی
+ فقط عالیجناب من و ته فردا مراسم ازدواج مون رو میگیریم مشکلی نیست
﷼ نه
با یونگی و جیمین رفتیم تالار جلسه
" وزرای هر سه حزب امپراطور حکمی رو صادر کردند که به من سپردن به گوش شما برسونم
از این به بعد جئون جونگ‌کوک فرزند جئون جانگ هو به عنوان همسر جانشین کیم تهیونگ فرزند کیم نامجون در می آید و همه موضف هستن به ایشون احترام بگذارند . این حکم بود و زمان مراسم فردا ساعت ۱۰ صبح است
وزیر جنگ : جناب مین
" هیچ اعتراضی وارد نیست
و بعد رفتیم بیرون و خیاط خونه . رئیس خیاط خونه اومد جلو و جیمین همه چی رو گفت و خیاطا شروع کردن به اندازه زدن . کارشون بعد ۲ ساعت تموم شد.
" بهتره برین استراحت کنید
٪ یونگی درست میگه
+ باشه
میونگ: ایشون کین
" بانو شما حق ندارین به ایشون نزدیک بشین
میونگ : مثل اینکه یادت رفته من ملکه هستم
٪ بانو ما یادمون هست کی هستید ولی ما از امپراطور دستور داریم نزاریم اتفاقی برای ایشون بیفته
میونگ :
دیدگاه ها (۰)

#عشق‌یاهوس پارت ۴ میونگ: این پسره یه فرد اشراف زاده نیست . ه...

#عشق‌یاهوس پارت ۵ کارامون رو که انجام دادین حدودا ساعت ۱۰ شد...

#عشق‌یاهوس پارت ۳ " اما ممکنه حالتون بد بشه اون سمی که الان ...

#عشق‌یاهوس پارت ۲ + امپراطور شما موافق هستین ﷼ بله من این پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط