امشب به سرم زد که در آغوش،بمیرم

امشب به سرم زد که در آغوش،بمیرم
محکم بغلم کن که ازین فاصله سیرم

یک شب که نباشی نفسم تنگ وپریش است
بایــد به نفـــس های تو آرام بگیـــرم

هی بنگرمت از پسِ هر پرده ی اشکم
حالا که به چشمان تو افتاده مسیرم

"دلتنگم و با هیچکَسَم میل سخن نیست"
لب تر کن و چون ابر بباران به کویرم
‌
دیدگاه ها (۶)

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

#کپشن

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط