ندارم بی تو

ندارم بی تو
صبر طاقت و هوش
ندانم کی شوم با تو هم آغوش
سر خود را به زانویت
گذارم
کنم یکبارگی غم را
فراموش🌪️🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

آنقدر مستم که از چشم ام شراب آید بیرون از دل پر حسرتمدود کبا...

صبح دم رخ نمودی شد نماز من غذا صد ها گر روا باشد آفتاب آید ب...

دلم خواهد که لبانش ببوسم دو چشم مست شهلایش ببوسم اگر آن مهر...

خب دقیقاً اینطوریه ماجرا گول شون بزن ببر شون جزیره ایاپستین ...

ندارم بی تو صبر طاقت و هوش ندانم کی شوم با تو هم آغوش سر خود...

بچه های عزیز من که دارم از جون مایه می گذارم شما کامنت و لای...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط