دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی
تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
با دست خودش داده اناری به یتیمی
حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه، چه قران کریمی
در خانهء زهرا همه معراج نشینند
آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی
ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم
می سوخت حریم دل مولا چه حریمی
آتش مزن آتش در و دیوار دلش را
جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی
دیدگاه ها (۳)

تو چه میدانی که رمل و ماسه چیست٬ بین ابروها رد قناسه چیست.

سلام صبح بخیر

وقتی مسیح علینژاد قصد تطمیع مادر شهید فتنه را دارد http://ww...

یا ابا عبدالله... جنگ ِنرم است و در این جنگ فقط باید گفتمجلس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط