پارت 2

پارت 2
که یهو.. جیمین یه جای خلوت کوبوندم دیوار (چیه فکر کردین تصادف میکنه نه حالا حالا ها با ات کار دارم🤣)
جیمین: دیوونه فکر کردی رابطه ما الکی عه که همینجوری سرتو بندازی پایین بری (داد و عصبی)
ات: ولم ک.ن. جیمین.. بزار برم (ترس و لکنت)
جیمین: ولت کردم که بخاطر یه قضیه کوچک میخوای بری (داد)
ات: جیمین کوچیک نیست تو مافیایی میفهمی (ترس و داد)
جیمین:......
ات: ولم کن وگرنه جیغ میزنم
جیمین: هیچکی نیست بخاد کمکت کنه
ات: هق ولم کن (گریه 🤣این ات چقدر لوسه)
جیمین: نمیشه (بخش بخش و با عصبانیت)
ویو جیمین یهو دیدم از زیر دستم فرار کرد
ذهن جیمین: بلاخره گیرت میارم خانم کوچولو (دارررک 🤣)

ویو ات:
از دستش فرار کردم خیلی ترسیده بودم سوار ماشینم شدم و رفتم خونه البته خونه نه عمارتم در زدم اجوما درو برام باز کردم

اجوما سلام قربونت بر...عزیزم تو چرا اینجوری
ات: چیزی نیست یکم خستم
اجوما: باشه عزیزم برو استراحت کن (لبخند و نگرانی)
ویو ات
رفتم تو اتاقم بی صدا گریه کردم خیلی حالم بد بود یهو یه نوتیف رو گوشیم اومد کمپانی بود (چیه فکر کردین جیمینه 🤣) نوشته بود یه جشنواره است که همه ایدلا باید باشن جشن 9 شبه
اصلا حال نداشتم برم ولی مجبور بودم

ویو جیمین
حالم اصلا خوب نبود یه راست رفتم امارت خودم رو مبل نشستم لیوان سوجو رو سر کشیدم یه نوتیف رو گوشیم اوم جشن ایدلا بود از اونجایی که مطمعنم اتم میاد باید برا طلافی حرصشو در بیارم نقشه داشتم دختر عمومو دوست دخترم جا بزنم البته دختر عموم یه هرزه به تمام معناست اسمشم نوراست میخام ریکشن اتو ببینم پس با نورا هماهنگ کردم اونم از خداش بود هه هرزه (با نوراست)
ویو جشن......

لایک و کامنت یادتون نره 🩷✨
دیدگاه ها (۰)

بازم عوض شد 🤣❤

دوستان کسی اکانت جدید ایشونو داره ❤؟؟؟

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط