قصه اینجاست که شب بودو هوا ریخت بهم

قصه اینجاست که شب بودو هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم که خدا ریخت بهم...
صاف بود آب و هوایم که دو چشمت بارید
که به یک پلک زدن آب و هوا ریخت بهم...

سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۱)

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم...پیش از آن که واپسین نفس ر...

شادمان ترین مردم ،بهترین چیزها را در زندگیندارندبلکه آنها به...

‌‌ #شـب_ڪہ_می‌شـود بیشتـر هواےِ بی‌قـرارےِ هـم را داشتہ باشی...

بعد از #تــو این دنیا یڪ دنیا ڪار دارد تا دوباره دنیا...

پارت یازدهم بچه ها تعداد پارت ها نامعلوم هستتت

جونگکوک: خوب چرا این زندگی خوبت رو رها کردی دخترک بی حس و پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط