نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دید

نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دید

رو بازوش دس کشید مثل همیشه

می‌گفت دِستاش مثه بال نِهنگه

گِمونم ای پسر غِواص میشه



نِنه‌ش میگفت: همه‌ش نزدیک شط بود

میترسیدُم که دور شه از کنارُم

به مو‌ میگف : نِنِه میخام بزرگ شُم

بِرُم سی لیلا مرواری بیارُم



نِنه‌ش میگفت نمیخاستُم بره شط

میدیدُم هی تو قلبُم التهابه

یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط

نفس ،مو بیشتِر از جاسم تو آبه



زِد و نامردای بعثی رسیدن

مثه خرچنگ افتادن تو کارون

کِهورا سوختن ،نخلا شکستن

تموم شهر شد غرقابه ی خون
دیدگاه ها (۲)

اصول گفتگوی زن و شوهر: برای برقراری یک ارتباط موثر لازم است...

یکی از مشاورین و جاسوسان کاخ سفید در گزارش خود نوشته است: ...

سلاااااااااااااااااااااام دوستان تبریک به من تبریک به تو تبر...

سربازان امام زمان(عج).......

"بچه هایِ مردم"..نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس...

*نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثل همیشه ...

نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثل همیشه م...

نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثل همیشه م...

نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثل همیشه م...

نِنه ش می گف بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثلِ همیشهم...

*نِنه‌ش میگفت بُواش قنداقه شو دیدرو بازوش دس کشید مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط