این ترانه بوی نان نمی دهد,

این ترانه بوی نان نمی دهد,

بوی حرف دیگران نمی دهد...

سفره ی دلم دوباره باز شد,

سفره ای که بوی نان نمی دهد...

نامه ای که ساده وصمیمی است,

بوی شعر و داستان نمی دهد...

... با سلام و آرزوی طول عمر,

که زمانه این زمان نمی دهد...

کاش این زمانه زیر و رو شود,

روی خوش به ما نشان نمی دهد...

یک وجب زمین برای بغچه,

یک دریچه آسمان نمی دهد...

وسعتی به قدر جای ما دو تن,

گر زمین دهد، زمان نمی دهد...

فرصتی برای دوست داشتن,

نوبتی به عاشقان نمی دهد...

هیچ کس برایت از صمیم دل,

دست دوستی تکان نمی دهد...

هیچ کس به غیر ناسزا تو را,

هدیه ای به رایگان نمی دهد...

کس ز فرط های و هوی گرگ و میش,

دل به هی هی شبان نمی دهد...

جز دلت که قطره ای است بی کران,

کس نشان ز بیکران نمی دهد...

عشق نام بی نشانه است و کس,

نام دیگر بدان نمی دهد...

جز تو هیچ میزبان مهربان,

نان و گل به میهمان نمی دهد...

نا امیدم از زمین و از زمان,

پاسخم نه این، نه آن... نمی دهد...

پاره های این دل شکسته را,

گریه هم دوباره جان نمی دهد...

خواستم که با تو درد دل کنم,

گریه ام ولی امان نمی دهد...
دیدگاه ها (۲۸)

چقدر دلم مي خواهد همه,داستانهاي پروانه ها را بدانند که بي نه...

قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک...

همه چيز اگر كمي تيره مي نمايد باز روشن مي شود زود تنها ف...

برای زندگی کردن بهانه‌ای نمی‌خواهم, برای نفس کشیدن تقلایی ن...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

زمستان بود…دلِ زمینبه برفگرم بود.دلِ منبه تو.چه شد؟کجا رفتآن...

✍️ بلند می‌شود دوباره این دیارِ قهرمان...▪️ سرودۀ شاعران در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط