اے آنڪہ مرا بُرده‌اے از یاد ڪجایے؟

اے آنڪہ مرا بُرده‌اے از یاد ڪجایے؟
رفتے ز بَرَم داد از این داغِ جدایے!
رفتے و ندیدے ڪہ چہ ڪرده است غمِ تو؟
بعد از تو غمت در دلِ من ڪرد خدایے!
بعد از تو فقط ماند ز من آهِ جگر سوز
بعد از تو چہ گویم ڪہ نمانده است صدایے!
جز اشڪ چہ دارم ڪہ بہ پاےِ تو بریزم؟
جز نالہ نمانده است ز من هیچ نوایے!
تقدیر چنین خواست نباشے بہ ڪنارم
هر چند ڪہ هر لحظہ در اندیشہ‌ےِ مایے!
نفرین بہ زمانے ڪہ مرا از تو جدا ڪرد
نفرین بہ همانے ڪہ تو را ڪرد فدایے!
لعنت بہ قضا و قَدَر و آن شبِ منحوس
لعنت بہ غم و غصّہ و این داغِ جدایے!
دیدگاه ها (۹)

هر ناله‌ای که عاشق بیمار می‌کشدآتش به سینه‌های گرفتار می‌کشد...

یادم هستآخرین بار که دوستت داشتممهمان لبخندت بودمکه چشمهایت ...

«دلبر نـامهربانم مهربـان بـودی اگر» باعث آرامش روح و روان ب...

بس کن ای زیبای من ، اینـــطور فــالم را نگیر،هـِـی نکن امروز...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط