قهوه تلخ

قهوه تلخ
پارت⁷
ا/ت: من چم شدهههههههههههههههه تو چتتتتتتتت شدهههههههههههههههه کهههههههه منو می بووووووو سیییییی(داد بلنددددد)

ویو تهیونگ
چرا صدای ا/ت زیاد شدهه الان قش میکنه که دویدم سمت ا/ت دیدم افتاده رو زمین

تهیونگ: چی شدهههههههههههههههه جونگکوک بگو(با گریه)

جونگکوک: ن.... ن... نمیدونم چی شده داشتیم بلند بلند حرف میزدیم(استرس)

تهیونگ: الان وقت این صحبتا نیس(گریه)

(پرش زمانی به 5 ساعت بعد)

ا/ت: تهیونگ کجاییی

تهیونگ: داداشی اینجاست چی شده

ا/ت: اون اون جونگکوکه رفت

تهیونگ: نه برای چی؟

ا/ت: هیچی

تهیونگ: بهم میگی یا نهه(داد نسبتا بلند)

ا/ت: ج... ج... جونگ کوک م... م... منو ب.... ب... بوسید(با لکنت و بغض)

تهیونگ: چیییییییی جونگکوکککککککک(داد بلندددددددددددددد)

جونگکوک: چیههه چرا داد میزنی خواهرت خوابه هااااا عه بیدار شدههه؟؟؟؟؟؟

تهیونگ: تو چرا خواهر منو بوس کردیییی هاااا

جونگکوک: حواسم نبود خو صدات رو بیار پایین

تهیونگ: اگه صدام رو نیارم پایین چیکار میکنی هااا

جونگکوک: نه من نه تو اوکی بای(با عصبانیت)

تهیونگ: باشه اقا جئون جونگکوک همین شد خدافز(مگه الان با جونگکوک دعوا نمیکردی؟ 😂😐)



















بیا پایین ترر


















پایین ترر



















خب بچه ها مرصی تا اخر دیدین و من باید بخوابم براتون میزارم این چند روزی که نمیزاشتم حواسم نبود😐💔
دیدگاه ها (۲۴)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ناخوداگاه دوییدم ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

marry without love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط