، شبی اوباما و همسرش تصميم گرفتند كه كاری غيرعادی انجام د

، شبی اوباما و همسرش تصميم گرفتند كه كاری غيرعادی انجام دهند
و برای شام به رستورانی كه زياد هم گران قيمت نبود، بروند.
وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئيس جمهور پرسيد:
كه آيا می تواند خصوصی با همسر رئيس جمهور صحبت كند و آنها هم اجازه دادند.
و همسر اوباما به طور خصوصی با آن مرد صحبت كرد.
بعد از آن اوباما از همسرش پرسيد:
كه چرا او اين همه مشتاق خصوصی صحبت كردن با تو بود؟
همسرش گفت:
كه صاحب رستوران گفته در ايام جوانيش ديوانه وار عاشق او بوده است ...!!!
سپس اوباما گفت: و اگر تو با او ازدواج می كردی اكنون صاحب اين رستوران بودی.
همسر اوباما در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج می كردم او الان رئيس جمهور بود.
دیدگاه ها (۱)

یوهانس ورمیر (به هلندی: Johannes Vermeer) (زاده ۳۱ اکتبر ۱۶۳...

رمان تاجی از سوءتفاهم

یا صاحب الزمانیابن الحسن جانشیعیان و پیروان و مریدانت را بنگ...

فیک : بین راندها

Eight

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

🔻نسخه ۸۷ هزار تومانی را چه کسی پیچید؟!(۱)یک- چند ثانیه وقت ب...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط