+تا حالا شده از چیزی بترسی ...

+تا حالا شده از چیزی بترسی ...

-از خیلی چیزا، تاریکی، تنهایی، از دست دادن یه عزیز.
ترس بخشی از زندگی همه ی ماهاست.

+ تاریکی دردش یه چراغه، تنهایی، رفتن تو یه جمع، از دست دادن عزیز، مرور کردن خاطرات ...
من از "گم کردن" می ترسم،
چون تمام ترسایی که گفتی رو، یجا باهم داره،
اونوقت زورت نمیرسه همه ی درداتو باهم درمان کنی.
نزار گمت کنم عزیزم ...

#حمید_جدیدی
#دیالوگ_های_خیالی_من
دیدگاه ها (۷)

شب است و دیروقتو جز دوستت دارم باقی کارهابماند برای فردا...#...

واقعا با کی....:-))

من برای دوست داشتنتبرای لمس دستانت برای نگاه درچشمانت برای ز...

My professor Part:97چقدر این روزا با احساس درک" شدن غریبه شد...

part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط