یک روز سرد و برفی شد وقت آشنایی

یک روز سرد و برفی شد وقت آشنایی
با دیدنش گرفتم حس غزلسرایی

با دوربین قلبم تا خنده ای به من زد
عکسی گرفتم و شد آغاز ماجرایی

وقتی که بوسه می زد بر زلف او نسیمی
گشتم اسیر زلفش، احساس او رهایی

آن روز رفت و فردا، دیدم نشسته تنها
از دست من هدر رفت این فرصت طلایی

رفتم به او بگویم "من عاشقت شدم" را
لرزیدم از نگاهش، گفتم عجب هوایی

من ماندم و نگاهی،افسوس ماند و آهی
دیدگاه ها (۱۵)

خیلی جالبه ی عده دزد ، بیت المالو میخورن و در اعتراض میگن من...

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

🌹 تقدیم به خواهران باحجاب وباحیا 🌹

first love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط