با نگاهـــــت در دلم هی فتنه بر پا می کنی

با نگاهـــــت در دلم هی فتنه بر پا می کنی
گه گــــــره می بندی و گاهی گره وامی کنی 

تیر مـــــژگانت رهــا گردیده ، تا بر دل رسد
می نشینی گوشه ای تیرت تماشا می کنی

بهر یک بــوسه که خواهی داد روزی یا که نه
هی مــــــرا در کوه غم پایین و بالا می کنی

می نویسم قصه را وقتی به زلفت می رسم
با طناب گیـــــــــسوان  فکر بلندا می کنی

تا که ماه ابروانت سایه دارد بر ســـــــــــرم
هی لبت را از لبانم از چه حاشـــــا می کنی

اینقدر گفتم ولـــی در جنگ عقل و عشق ما
دانم آخـــــــــر عاشق بیچاره رسوا می کنی

بی مـــــــروت تو که آخر میزنی تیر خلاص
پس چـــرا افتاده را امروز و فردا می کنی

ترس بدنامی ندارم حـــــــــرف آخر را بزن
تا همه عـــالم بدانند آن چه با ما می کنی ...
دیدگاه ها (۰)

با نگاهـــــــت در دلم هی فتنه بر پا می کنیگه گــــــره می ب...

با نگاهـــــت در دلم هی فتنه بر پا می کنیگه گــــــره می بند...

با نگاهـــــت در دلم هی فتنه بر پا می کنیگه گــــــره می بند...

دشمنان بدانند که ملت ایران با انسجام ملی ، هر توطئه را خنثی ...

امیر شعبانی

فال امروز یکشنبه 13 مهر 93 یکشنبه 5 اکتبر 2014فال حافظفروردی...

فال امروز دوشنبه 10 آذر 93 دوشنبه 31 دسامبر 2014فال حافظفرور...

🌼 در اوصاف چشمهایش:المَهْدِيُّ ...أَكْحَلُ العَيْنَيْنِهر دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط