"قیصر امین پور"

"قیصر امین پور"
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که ...

سلامگاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که ...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

شعر بسیار زیبایی از قیصر امین پور:گاهی گمان نمیکنی ولی خوب م...

این شعر قیصر امین پور خیلی زیباست گاهی گمان نمیکنی ولی خوب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط