P
P¹⁶
ویو تینا
از خواب با درد زیر دلم بیدار شدم دست تهیونگ دورم حلقه شده بود به آرومی دستش رو برداشتم و بلند شدم رفتم سمت حموم دوش گرفتم اومدم بیرون هنوز خواب بود بغل تخت نشستم به کیوت بودنش خندیدن آروم بازوش رو تکون دادم
- تهیونگ... ته ته.... عشقم.... چاگیا
+ هوم( خواب با چشمای بسته)
- بیدارشو باید بریم دنبال کوک و کیتی
+ میخوام بخوابم
- عه بیدار شو دیگه منم دلم میخواد بخوابم
داشتم از روی تخت بلند میشدم که دستم رو گرفت و منو توی بغل خودش پرت کرد
+ خوب بخواب
- اگه میشد میخوابیدم ولی باید پاشی عزیزم
+ چرا اینجوری صدام میکنی
- چون دیگه نیازی نیست که نظرم رو عوض کنی
+ یعنی ازدواج ما اجباریه
- نه عزیزم من دیگه ماله توام
+ واقعا
- آره عشقم حالا که خیالت راحت شد پاشو برو دوش بگیر منم بگم بیان این رو تختی رو عوض کنن
+ دیشب خوش گذشت
- آره خوب بود
از بغلش امدم بیرون پا شود لباس برداشت و رفت حمام منم زنگ زدم که کارکنان بیان رو تختی رو عوض کنن
۴۰ دقیقه بعد
رفتیم فرودگاه و منتظر بودیم که بیان
کوک: سلام بر عروس و داماد قشنگمون
+ سلام کوک خوش آمدید
- سلام خوبی کوکی کیتی تو چطوری
کیتی: سلام ممنون ته آره خوبم
رفتم در گوشه کیتی آروم گفتم
- اون جی جی چطوره
خندید و سرشو انداخت پایین زیر لب گفت
کیتی : اونم خوبه
+ خوب اگر حرف زدن تون تمومه بریم هتل
- عزیزم جای دیگه نمیرم
+ اون برای شبه و بجز منو کوک کس دیگه ای نمیدونه
- اوو
رفتیم هتل کوک و کیتی اتاق گرفتن اتاقشون بغل ما بود رفتیم توی اتاق خودمون لباس عوض کردیم گوشنم بود
- ته ته گوشنمه
+ منم ولی دلم میخواد ترو بخورم
- نه من الان چیزی ندارم اول برام غذا بگیر بخورم بعد تو منو بخور
+ باشه😂😂
دینگ دینگ
- کیه
+ نمیدونم
در رو باز کردم یک میز پر از غذا بود آوردن تو
- این خیلیه
+ نه عزیزم خیلی نیست
اون روز ما رفتیم شهر بازی همون شب به کوک گفتیم که داره بابا میشه از خوشحالی نمدونست چیکار میکرد یک دقیقه گریه میکرد یک دقیقه دیگه میخندید
امروز قرار شد بریم خرید عروسی کارمو کردم و منتظر موندم که تهیونگ بیاد بیرون
- تهیونگ بیا دیگه دیر میشه
+ آمدم عزیزم
بعد از ده دقیقه آمد بیرون
- به به بلاخره تشریف آوردند
+ بریم آنقدر نمک نریز
- اگه بریزم چی میشه
بوسه کوتاهی به لبم گذاشت
+ این میشه
- پس همیشه باید نمک بریزم
😂😂
- بریم
رفتیم بیرون که کوک دیدیم
- کوکی کیتی کجاست
کوک: نمیدونم بهش گفتم چرا آنقدر به خودت ور میری گریه کرد منو از اتاق بیرون کرد
- 😂😂😂
+ چیه خنده داره
- خوب این طبیعیه چون حاملس
کوک: چه ربطی داره
- چون حاملس روی بعضی از چیز ها حساسه برای همین گریه کرده بزار من میرم میارمش
+ باشه برو
رفتم تو
دیدم روی تخت نشسته و زانو هاشو بغل کرده داره گریه میکنه
- چی شده عزیزم
کیتی: کوک منو دوست نداره( گریه)
- چرا اینو میگی
کیتی : چون سرم داد زد
- نه عزیزم اینجوری نیست کوک عاشقه توعه
کیتی : راست میگی
- میخوای از خودش بشنوی
سر تکون داد با اون قیافه کیوته بغضیش
- کوک تهیونگ بیاین تو
کوک: چی شد
- میگه کوک منو دوست نداره
کوک: وا عزیزم این چه حرفی میزنی معلومه که دوست دارم
کیتی : راست میگی
کوک: معلومه
+ خاک بر سرت کوک مثلا تو خفن ترین مافیا کره هستی
کوک: ولی برای زنم نیستم
- تو چی تهیونگ برای زنتم مافیای
+ معلومه که نه
خندیدم
- خوب دیگه بریم که دیر شد
کوک: راست میگه بریم
ادامه دارد.........
ویو تینا
از خواب با درد زیر دلم بیدار شدم دست تهیونگ دورم حلقه شده بود به آرومی دستش رو برداشتم و بلند شدم رفتم سمت حموم دوش گرفتم اومدم بیرون هنوز خواب بود بغل تخت نشستم به کیوت بودنش خندیدن آروم بازوش رو تکون دادم
- تهیونگ... ته ته.... عشقم.... چاگیا
+ هوم( خواب با چشمای بسته)
- بیدارشو باید بریم دنبال کوک و کیتی
+ میخوام بخوابم
- عه بیدار شو دیگه منم دلم میخواد بخوابم
داشتم از روی تخت بلند میشدم که دستم رو گرفت و منو توی بغل خودش پرت کرد
+ خوب بخواب
- اگه میشد میخوابیدم ولی باید پاشی عزیزم
+ چرا اینجوری صدام میکنی
- چون دیگه نیازی نیست که نظرم رو عوض کنی
+ یعنی ازدواج ما اجباریه
- نه عزیزم من دیگه ماله توام
+ واقعا
- آره عشقم حالا که خیالت راحت شد پاشو برو دوش بگیر منم بگم بیان این رو تختی رو عوض کنن
+ دیشب خوش گذشت
- آره خوب بود
از بغلش امدم بیرون پا شود لباس برداشت و رفت حمام منم زنگ زدم که کارکنان بیان رو تختی رو عوض کنن
۴۰ دقیقه بعد
رفتیم فرودگاه و منتظر بودیم که بیان
کوک: سلام بر عروس و داماد قشنگمون
+ سلام کوک خوش آمدید
- سلام خوبی کوکی کیتی تو چطوری
کیتی: سلام ممنون ته آره خوبم
رفتم در گوشه کیتی آروم گفتم
- اون جی جی چطوره
خندید و سرشو انداخت پایین زیر لب گفت
کیتی : اونم خوبه
+ خوب اگر حرف زدن تون تمومه بریم هتل
- عزیزم جای دیگه نمیرم
+ اون برای شبه و بجز منو کوک کس دیگه ای نمیدونه
- اوو
رفتیم هتل کوک و کیتی اتاق گرفتن اتاقشون بغل ما بود رفتیم توی اتاق خودمون لباس عوض کردیم گوشنم بود
- ته ته گوشنمه
+ منم ولی دلم میخواد ترو بخورم
- نه من الان چیزی ندارم اول برام غذا بگیر بخورم بعد تو منو بخور
+ باشه😂😂
دینگ دینگ
- کیه
+ نمیدونم
در رو باز کردم یک میز پر از غذا بود آوردن تو
- این خیلیه
+ نه عزیزم خیلی نیست
اون روز ما رفتیم شهر بازی همون شب به کوک گفتیم که داره بابا میشه از خوشحالی نمدونست چیکار میکرد یک دقیقه گریه میکرد یک دقیقه دیگه میخندید
امروز قرار شد بریم خرید عروسی کارمو کردم و منتظر موندم که تهیونگ بیاد بیرون
- تهیونگ بیا دیگه دیر میشه
+ آمدم عزیزم
بعد از ده دقیقه آمد بیرون
- به به بلاخره تشریف آوردند
+ بریم آنقدر نمک نریز
- اگه بریزم چی میشه
بوسه کوتاهی به لبم گذاشت
+ این میشه
- پس همیشه باید نمک بریزم
😂😂
- بریم
رفتیم بیرون که کوک دیدیم
- کوکی کیتی کجاست
کوک: نمیدونم بهش گفتم چرا آنقدر به خودت ور میری گریه کرد منو از اتاق بیرون کرد
- 😂😂😂
+ چیه خنده داره
- خوب این طبیعیه چون حاملس
کوک: چه ربطی داره
- چون حاملس روی بعضی از چیز ها حساسه برای همین گریه کرده بزار من میرم میارمش
+ باشه برو
رفتم تو
دیدم روی تخت نشسته و زانو هاشو بغل کرده داره گریه میکنه
- چی شده عزیزم
کیتی: کوک منو دوست نداره( گریه)
- چرا اینو میگی
کیتی : چون سرم داد زد
- نه عزیزم اینجوری نیست کوک عاشقه توعه
کیتی : راست میگی
- میخوای از خودش بشنوی
سر تکون داد با اون قیافه کیوته بغضیش
- کوک تهیونگ بیاین تو
کوک: چی شد
- میگه کوک منو دوست نداره
کوک: وا عزیزم این چه حرفی میزنی معلومه که دوست دارم
کیتی : راست میگی
کوک: معلومه
+ خاک بر سرت کوک مثلا تو خفن ترین مافیا کره هستی
کوک: ولی برای زنم نیستم
- تو چی تهیونگ برای زنتم مافیای
+ معلومه که نه
خندیدم
- خوب دیگه بریم که دیر شد
کوک: راست میگه بریم
ادامه دارد.........
- ۲۰.۲k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط