..

..
روزی که تو آرایشگاه نشستی منتظر منی…
دل تو دلت نیس ک بیام ببینمت…
صدای دزدگیر ماشینو میشنوی…
یهو جیغ میزنی.. واااای آقامون اومد… همه ی اونایی ک نشستن تو آرایشگا میزنن زیر خنده ی دفه صدای در میاد… میری پشت در قایم میشی.. در باز میشه میگم عروس خوشگل من آمادس؟؟؟
آرایشگر میگه : اومدن دنبالش بردنش عصبی میشم و میگم کی بردتش؟؟؟ تو هم از پشت در میای بیرون تا اوضاع خرابتر نشده میای روبروم می ایستی…
میگی چ خوشتیپ شده آغامووووووون محکم بغلم میکنی و میگم ترسوندیم خانومیییییم دستمو میگیری و میگی بریم زندگییییم؟؟؟ بریم نفسمممم… میریم دم ماشین… درو واست باز میکنم و میگم بفرمایید خانوممممم…. با یه چشمک ازم تشکر میکنی و میشینم.. میای تو و حرکت میکنیم… تو راه کلی باهم میخندیم… میگم خانومممم؟؟؟؟ جووووونم آغاموووون؟؟
الان خوشبخت ترین مرد دنیام… همونجا تو دلم میگم خدایا شککککرت بابت بودنش
.
تگ کن زندگیتو
دیدگاه ها (۲)

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:⁶م.ک نگاه مشکوکی به جونگکوک‌ انداخت.م.ک: ...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

Part 4 فلش بک به صبح روز بعد- از خواب بیدار شدم مستقیم رفت...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط