درخواب تورا دیدم تعبیر وصال. آمد

درخواب تورا دیدم تعبیر وصال. آمد
این حالت رویایی زیبا به مذاق آمد
بر نعل زدم دستی گویند که خوشحالیست
سبزی و گل و ریحان باهم به میان آمد
ماهی بر خود دیدم در عالم رویاها
فرصت جهت این صبر تا ٱخر سال آمد
خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانی
رفتنت، رفتنِ جان است، خودت می‌دانی
مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار
چمدان باز کن و باز بگو می‌مانی
هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند
پای برگشت نداری که مرا می‌رانی؟
بروی باغچه‌ی قالی نُه متری ما
خشک خواهد شد از این غصّه که می‌افشانی
هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت . .
رفتنت، رفتن جان است، خودت می‌دانی!...
دیدگاه ها (۴)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 3ناتان به سمت در رفت و آن را باز کرد...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

سلام سلام 👋👋 حوصلم سر رفته اومدم پارت جدید رو بنویسم 😁part 4...

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط