وقتی مه ناپدید شد آکازا به شکم رنگوکو ضربه زده بود و از ک

وقتی مه ناپدید شد آکازا به شکم رنگوکو ضربه زده بود و از کمر بیرون زده بود
پامنی دیگه طاقت نیاورد و دوید سمت آکازا

🔷راگاتا: پامنی داری چیکار میکنی برگرد

پامنی گوش نداد و پرید توی شانه های آکازا و شروع کرد به مشت زدن به صورتش

😈آکازا: تو دیگه کی دلقک

همین که گفت دستش را از شکم رنگوکو در اورد و به صورت پامنی مشت زد و پامنی به عقب پرت شد بیهوش شد

🔷راگاتا: ننننههههه

راگاتا دوید سمت پامنی و چوبی که در نزدیک راگاتا بود پرت کرد به کله آکازا
ولی جا خالی داد و به جاش خورد به رنگوکو

🔷راگاتا: وای ببخشید

آکازا چشمش به راگاتا افتاد و پایش بالا برد و کله راگاتا کند (حالا خوبه عروسکه🤣)

تانجیرو شمشیر برداشت و دو تا دست های آکازا قطع کرد
که ناگهان خورشید طلوع کرد...
-------------------------------
صبح
پامنی به هوش اومد و به اطراف نگاه کرد راگاتا که تختش بقل پامنی بود کلش دوخته بود ولی هنوز به هوش نیومده بود

جکس روبه روش نشسته بود گفت:
صبح بخیر بیدار شدی
🟦پامنی: بقیه کجان؟
🟣جکس: زوبل و گنگل و کینگر که بهشون اتاق دادن و لالا کردن ولی از شانس بدم اتاق بهم نرسید و دو ساعت روبه روت نشستم
بعد یه دختر پروانه ایه اومد کله راگاتا دوخت
و گفت دوتا دخترا بیدار شدن بگو
🟦پامنی: اون مرد آتیشه اون شیطانه؟
🟣جکس: آتیشه که به رحمت خدا رفت شیطانه که فرار کرد چون خورشید طلوع کرد
🟦پامنی: چچچییی ننهه
🟣جکس: آره دیگه ولی خیلی خفن جنگید من کیف کردم بعد مو قرمزه که اسمش چی بود؟تانجیرو بود؟هر چی قبل تو بیدار شد رفت به خونه خانواده اون آتیشه

ناگهان یه دختر بچه اومد و داد زد: آقای تانجیرو نیستن
جکس: رفته جایی الان میاد چرا داد میزنی حالا چیزی نشده که
دختر: خب نگران شدم

شینوبو اومد و گفت: اوو به هوش اومدی؟
خوبه
جکس به پامنی گفت: همین پروانه ایه ست


شینوبو نزدیک پامنی شد و گفت: اسمم شینوبو هستش شما چی؟
🟦پامنی: اسمم پامنی هستش اون خرگوش اسمش جکس
💜شینوبو: از آشنایی تون خوش وقتم خب پامنی حالت چطوره؟ با توجه که به صورتت مشت زده درد نمیکنه؟
پامنی: نه درد ندارم
💜شینوبو: خوبه من رفتم به شاگردم تمرین بدم می بینمتون

شینوبو از اتاق رفت بیرون و بجاش پسر مو زرد وارد شد و گفت: صبحانه اوردم گشنتون نیست؟
...
نظراتتون تو کامنتا بگید 💖🎀
فالو کنید💝
دیدگاه ها (۵)

ببخشید من چند وقتی نبودم دوبار میخواستم قسمت بعد بزارم ولی ن...

نننههه قراره افسرده بشیم😭یعنی چی جکس میمونه😭😭😭

ناگهان زیر پای آکازا چیزی ظاهر شد چیزی شبیه یخ ❄😈آکازا: اگه ...

همه وارد جنگل شدن 🌲🎭گنگل:اینجا کجاست؟ 😰🟣جکس: بچه ها این جارو...

🟣جکس: فقط... یه.. سوال.. پرسیدم.. پامنی دوید سمتش و گفت: حال...

صبح زود در سیرک کین زود تر از همه بیدار شده بود رفت توی یه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط