عشق در تاریکی

عشق در تاریکی
فصل:2
پارت: 18

گفت که نه تو مال منی گفتم فک نکنم و اونجا رو ترک کردم و رفتم تو مهمونی بعد از مهمونی رفته بودیم خونه و تو اتاقم بودم که یه پیام از طرف جونگکوک برام امد که نوشته بود بیا همو ببینیم یه حسم میگفت برم یه حسمم میگفت نه ولی تصمیم گرفتم که به اون حسم که گفت برم گوش کنم و رفتم برام یه اوکیشن ارسال کرده بود رفتم اونجا و اونم امد و شرپع کرد حرف زدن و گفت که ازدواجش با الیس عاشقانه نبوده اجباری بوده و پدر مادرشون اونا رو مجبور به ازدواج کردن و حرف های دیگه ای من اولش باور نکردم تا اینکه الیس امد و برام توضیح داد اون موقه باور کردم و دوباره من و جونگکوک برگشتیم به هم و الیس و تهیونگ هم برگشتن و الیس و جونگکوک طلاق گرفتن و منو تهیونگ هم طلاق گرفتیم و من با جونگکوک ازدواج کردم و الیس و تیهونگ هم باهم ازدواج کردن و بعد از 5 سال از ازدواج منو جونگکوک صاحب یه دختر و پسر دوقلو شودیم و تهیونگ و الیس هم یه دختر داشتن و این جور بود قصه ای اشنایی من و جونگکوک.


پایان.
دیدگاه ها (۰)

عشق در تاریکی پارت: 8 بعد از بازی رفتیم داخل تا درباره نقشه ...

عشق در تاریکی فصل: 2 پارت: 17( باید بگم که الیس و جونگکوک ال...

عشق در تاریکی پارت: 16اون پسر جونگکوک بود اون لحضه حس کردم ک...

پارت: ۲ یه توضیح کوچیک بدم انا بعد از مافیا شدن از خانوادی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط