Part ⁴⁴

Part ⁴⁴
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)

هلش دادم و گفتم:
کاری ندارم به این موضوع، برای مسابقه چهارم منو آماده میکنی و برای مسابقه پنجم بهم کمک میکنی نه بیشتر و نه کمتر..........
در ضمن من آدمی نیستم که عاشق بشم.........
گفت:
نه اینکه نمی تونی عاشق بشی در واقع داری با خودت لجبازی میکنی..........
گفتم:
باشه اگه نظره تو اینه ولی من پای انتخابم میمونم.........
نظرت چیه از این موضوع بگذریم و تا قبل از ساعت ۱۰ تمرین کنیم..........
آهی از شدت افسوس کشید بعد گفت:
باشه!
گفتم:
خب باید چیکار کنیم!
اصلا موضوع بازی چیه..........
گفت:
توی این بازی باید با هم گروهی هایی که تا الان موندن مسابقه بدی یعنی در واقع جنگه تن به تن.........
اونی که همرو بکشه باید بره سمته سکویی که سنگ خون هست و اونو برداره در همون لحظه یه در باز میشه و تو میتونی از محل بازی خارج بشی.........
گفتم:
خیلی ساده توضیح دادی انگار که سخت نیست ولی فکر کنم از نظر من خیلی هولناکه.........
گفت:
بله، انقدر عجیب و هولناکه که قدرت کلمات به پای این نمیرسه.........
گفتم:
واضح بود، ولی خب من که قدرت جنگیدن ندارم یعنی اصلا بلد نیستم مبارزه کنم..........
دیدگاه ها (۱)

Part ⁴⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:خب...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

Part ⁴¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط