/ سعید

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

بیاییم سیزده رو بدر کنیم کینه ها رو از دل در بدر کنیمچشم ها ...

تو ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ...

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کر...

وقتی شبنمی می نشیندگوشه چشم کهرباییقلب زمان می ایستد برایش.ا...

سعید میرزاده

سعید

سعید والکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط