نه آن پاس گل زیبا ، نه آن شوت ویران کننده ، نه آن دوندگی

نه آن پاس گل زیبا ، نه آن شوت ویران کننده ، نه آن دوندگی های بی پایان و نه آن دست زخمی ، هیچکدام به اندازه لحظه ای که توجه تک عکاس ایرانی حاضر در ورزشگاه بوریرام را به خود جلب کرد ، ارزشی نداشت . ثانیه ای که عشق را میان دستانش به فوتبال ایران یادآور شد . پروانه ای که از بخت شوم به زمین چمن آنجا رسیده بود و هر استوکی می توانست عمر کوتاهش را تمام کند و دستان خسته آندو او را به گوشه ای دیگر از دنیا برد .

این صحنه ماندگار و رفتار انسانی پسر نیک ایران ، بسان لبخندیست به این فوتبال پر حرص و طمع که برای ریالی بیشتر به هیچ اخلاقی پایبند نیست . به شعارهای پر از خالی و دعواهای زرگری ، به شنیده می شود های بی اساس ، به بی رحمی های بی پایان ، به ریختن آبروی هر انسان !

رفتار آندوی عزیز ، بهترین پیام برای شعار جوانمردانه فیفا بود ، به شیطنت تایلندی ها و به خودمان که عشق را میان این هیاهو به خاک سپرده ایم .

خسته نباشی برادر « مسیحی »
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

♦️محسن رضایی: اخیراً یک موشک ضدکشتی را در نزدیکی یک ناو هواپ...

شکایت باشگاه استقلال از باشگاه فولادباشگاه استقلال در پی حوا...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

#هم_خون_بی_خون " ‌ خلاصه "رینا دختری‌ست که از کودکی توسط خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط