رقیب من !

رقیب من !

تو می دآنی

آن نــآزنین یارت

ــ عشق نآفرجآم من ــ

هر نیمهـ شب در خوآب من پرسهـ می زند ؟!

کهـ هر شب سر همآن قرآر همیشگی

می آید و من از ترس خیــآنت از خوآب می پرم ؟!
دیدگاه ها (۸)

چه خوش خیال بودم که همیشه فکرمی کردم در قلب تو محکومم به حبس...

بغض های مرطوب مرا باور کن!این باران نیست که می بارد،صدای خست...

ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ....ﺗﺎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ...

ازپشت دردشدیدی احساس کردم برگشتم دیدم عشقم بایه خنجر فروکرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط