هاناکی

«هاناکی»
«پارت ۲»



ا/ت: باشه اما تو هم باید به قولت عمل کنی
«««««فلش بک یه دیروز»»»»»»
پ/ا: عوضی.... اون که تا دیروز قربون صدقه ش می‌رفتی شد عوضی
ا/ت : ا..ره
پ/ا: وقتی مادرتو کشتم مفهمی اره
ا/ت بغض تو گلوش شکست
ا/ت: تو ...تو نمیتونی اون همسرته چطور میتونی احساس نداری
پ/ا: تو این کار نمیتونی احساس داشته باشی وگرنه موفق نمیشی
ا/ت: باید چیکار کنم که کاری بهش نداشته باشی
پ/ا: باید قبول کنی که رییس بعدی بشی و هر کاری که میگم انجام بدی
ا/ت:ب..باشه
پ/ا: حالا شد حتما باید تهدیدت میکردم تا قبول کنی ها
««««««زمان حال»»»»»»
بعد از تمرین رفتم تو اتاق خواستم اماده شم که در اتاقمو زدن
....: خانم لباستونو اوردیم
ا/ت: ممنون بزاریدش همونجا
لباسمو پوشیدم ارایش کردم فوشمو پوشیدم سعت هفت و نیم بو یه نیم ساعت رفتم تو گوشیم و ساعت هشت رفتم پایین
پ/ا: اومدی خب بریم
ا/ت: بریم
حرکت کردیم حدود ۳۰ دقیقه تو راه بودیم رسدیدم به یه امارت خیلی بزرگ بود
در حدی بزرگ بود که من اسمون و نمی‌دیدم وارد سالن مهمونی شدیم
....؛سلام اقای کیم
پ/ا: سلام اقای کیم (فامیلی دوتاشون کیم هست)
....: این پسرم تهیونگ و دخترم لیا هستن
پ/ا: این دخترم ا/ت و پسرم جین سو هم نیومده
(پدر تهیونگ و با پ/ت نشون میدم)
پ/ت: بفرمایید
ا/ت...... اون پسری که کنار اقای کیم بود خیلی خوشگل بود نه نه ا/ت به خودت بیا نباید اینجوری باشه اره درسته
پ/ا: ا/ت، ا/ت بیا بریم
ا/ت: اها ببخشید حواسم نبود
رفتیم اونجا نشستیم من سر یه میز خالی نشستم دیدم لیا خواهر تهیونگ اومد کنارم
لیا: سلام ا/ت
ا/ت: س...سلام
لیا: من لیام میای با هم دوست باشیم؟
ا/ت: اره حتما
لیا: خب بیا امشب با هم بنوشیم
ا/ت باشه حتما
ا/ت ..... هرچی چشم مینداختم اون پسره تهیونگ و نمی‌دیدم ا/ت چرا این کارو می‌کنی پدرت ممکنه تورو به هر خری به خاطر کارش بده تو نباید عاشق کسی باشی
پ/ت: دخترا چیزی کم ندارید
لیا : نه پدر
ا/ت: نه اقای کیم
پ/ت: خب پس من دیگه میرم
ا/ت.....اگه مافیا باشم چیز بدی هم نیست چون میتونم باتهیو.... نهنه کیم ا/ت تو چت شده
لیا: ا/ت بیا میخوام عمارتمون و نشونت بدم
ا/ت: بریم
عمارتمون خیلی بزرگ بود اول اتاق خودشو نشونم داد بعد رفتیم سراغ خدمه و بادیگارد ها و اتاق تهیونگ
لیا: این اتاق داداشم تهیونگه
ا/ت: اووو چقدر بزرگ و شیکه
داشتن اتاق تهیونگ و میدیدن که یهو......
دیدگاه ها (۲)

اسلاید های پارت ۲

«هاناکی»«پارت ۳»داشتیم اتاق تهیونگ و میدیدیم که یهو تهیونگ ا...

«هاناکی»«پارت اول»ا/ت ..... رفته بودم سرکار تو فروشگاه داشتم...

اسلاید اول تهیونگاسلاید دوم کیم ا/ت

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم صبح از دید ا/ت :بیدارشدم...

سخت ترین انتخاب پارت ۳ .•°♡...._تو تاریکی هیچی معلوم نمیشد و...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط