اگر درد قابل لمس بود به عنوان یک انسان تمام تلاشمون رو

اگر درد قابل لمس بود ، به عنوان یک انسان تمام تلاشمون رو میکردیم که پشت تأسیساتی پدید آمده از آگاهی پناه بگیریم.
بعدش ، دقیق به حرکت درد نگاه میکنیم .
در حالی که بین ما و مسیر حرکت دردها شیشه ای ضخیم قرار گرفته !
میتوانم تنها با تمایل ، درد را به طرف خود بخوانم و یا بالعکس با بی توجهی ، آن ماهیچهٔ عظیم درد را از خود دور کنم .
آنقدر به آن توجه میکنم که به شیشه نزدیک می‌شود ، به شیشه می‌چسبد و نعره میزند .
حرکتش از دور قابل رصد است ، قوانین ساده ای دارد سخت از آنان پیروی میکند .
و حتی آنقدر ساده ، که می‌توان راحت تر از هر چیزی به او فرمان حرکت داد ، فقط کافی است که جهت توجه را عوض کنیم .

دستم را روی دستگیره پلاستیک میگذارم و به طرف بالا میکشم.
درب شیشه ای محافظ باز می‌شود .
پشت سرم ، تمام پرسنل و گارد محافظتی با وحشت به درون اتاق امن پناه می‌برند من اما به سمت آن سلول درد ، که مانند سرطان دهان باز کرده و به طرفم می آید میروم .
در نزدیکی اش ، که کاملا مرا مغلوب ساخته ، نمی‌توان به هیچ چیز جز درد توجه کرد .
حال ، گفتنش آسان است که عدم توجه درد را از ما دور می‌کند ، زیرا زمانی که درد را در نزدیکی خود حس کنیم ، این منشأ ، ما را از مرکز وجودش کنترل می‌کند .
یعنی آنکه باید بر خود غلبه کرد تا درد تمام شود .
دیدگاه ها (۳)

بادی از سیارات دیگر

دانشمند دیوانه

شاید وقتی توی سنین بزرگسالی فرو میروم ، بیشتر در خود درگیر ش...

قاضی !یک مرد بیمار ، خمارِ عدالت ، مست جایگاه و بچه ای مسموم...

نقص هایت را می پرستم پارت پنجم

مجنونpart¹¹:«ویو تهیونگ»«تحمل نداشتم بعد شنیدن اینکه قراره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط