همیشــه حرف رفتن که میشد ...

همیشــه حرف رفتن که میشد ...
دلم
برایت بیشتر از همیشه تنگ میشد ..
موندگارتر از قبل میماندم ...
این بار دیگرفقط رفتن و ماندن نیست!
این بار تمامِ توست
تمامت!
تصمیم بگیر!
تمامت باشد یا نباشد
تصمیم بگیر تمامم باشد
یا نباشد
اگر تو هم یک بار
حال تمامِ ثانیه هایم را حس کنے
شاید درکم خواهے کرد
وقتےکه میگویے
باشم یا نباشم،
اما
چشمانمان همه چیز را لو میدهد
اما بدان
من به همه ے تمامت افتخار میکنم
حتے اگر ......
دیدگاه ها (۱)

یه بار نشست روبروم،چایے نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذ...

از دستش عصبانے هستےهر چے باهات حرف میزنھ خودتو بھ نشنیدن میز...

بِه داشْتـَنَم اِفْتِخار نَڪَـرْدےوَلے یِه ڪارےمیڪُنَمڪِه اَ...

خبر دارےدلم از فرط رسوایےدرون سینه ام زخمه زده بر جان رنجورش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط