زنی را میشناسم عاشق مردیست معمولی تر از همه ی مردان شهرش

زنی را میشناسم عاشق مردیست معمولی تر از همه ی مردانِ شهرش.
لب هایش همیشه میخندند
چشم هایش برق میزند
حرف هایش...
آخ که وقتی روبه رویش مینشینی
آرزو میکنی کاش لحظه ای جایِ خوشی هایِ کوچکش بودی.
زنی را میشناسم دور از هیاهویِ شهر
جدا از شلوغی هایِ روزگارانش
افسارِ زندگی اش را در دست هایش محکم میگیرد و همه ی خوشبختی هایِ دنیایش را دِرو میکند.
که عاشقِ مردیست که با همه ی وجود دوستش دارد.
و خوشبختی اش تنها ثمره یِ عشقِ بی نهایتِشان است.
زنی که با وجودِ همه ی ناملایماتِ زندگی اش یک دلگرمیِ عظیم
شبیه یک کوه پشتِ تمام روزهای خاکستری اش نقش میگیرد.
و او را قوی ترین زنِ دنیا میکند.


#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۶)

از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ریمل و فلان خط...

تو زبان آذری یه اصطلاح هست که میگه:«آئَ دِه چیخماسین منیم آی...

اينقدر صبر نكن ...براى جمعه، براى زمستون، براى زندگی، برای ا...

بهتر است هر کسی در کنارش، یک آدمِ خوش ذوق، خوش خنده و پر هیج...

« اندیشه های ماندگار » ویلیام شکسپیر Shakespeare نمایشگ...

8:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل بعد تمام شدن فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط