پارت⁴"

پارت⁴"
راه‌افتادم‌برم‌پیش‌باران‌ک‌یهویادم‌اومد‌یکم‌پول‌توکارتم‌دارم‌پس‌زنگ‌زدم‌باران"
+ها¿¡کجایی¿¡
_هاوکوفت،راه‌افتادم‌دارم‌میام‌،یکم‌پول‌پیشم‌هست‌برم‌هایپرمارکت‌موردعلاقمون‌یاچی¿¡
+اونش‌ک‌حتمابایدبری،پول‌ازکجا‌اواردی‌جیندا¿¡
_صحیح،چی‌بخرم¿¡بعدشم‌ب‌علت‌پس‌اندازپول‌دارم‌خراب
+عاعا،انرژی‌زا،آدامس،چیپس‌،نوشابا‌و‌لواشک...
زودبیا‌هااااا‌منتظرم
_اوکی،باعی
+باعی
بعدازتماس‌جلوی‌هایپرمارکت‌بودم‌و‌رفتم‌داخل‌و‌وسایل‌موردنظر‌روبرداشتم‌ک‌یادم‌اومد‌انرژی‌زا‌رو‌یادم‌رفته‌بردارم‌پس‌رفتم‌جلوی‌یخچال‌ک‌بردارم‌،دیدم‌ک‌قدم‌نمیرسه‌برای‌همین‌رفتم‌صندلی‌لق‌گوشه‌ی‌مغازه‌رو‌برداشتم‌و‌رفتم‌بالای‌صندلی‌،تادستم‌رسید‌ک‌انرژی‌زارو‌بردارم‌یهوازصندلی‌افتادم‌و‌دیدم‌ی‌پسره‌خیلی‌ریلکس‌ک‌داره‌انرژی‌زا‌کوفت‌میکنه‌ب‌کصخل‌بازیای‌من‌زل‌زده،حقیقتا‌اعصابم‌بهم‌ریخت‌حداقل‌میتونست‌بهم‌انرژی‌زا‌بده‌یا‌نزاره‌بیوفتم‌ولی‌انگار‌اومده‌بود‌سینما‌پسره‌ی‌الدنگ‌،اخمامو‌کردم‌توهم‌و‌ریلکس‌بلند‌شدم‌اما‌یادم‌اومد‌قدم‌نمیرسه‌خودم‌انرژی‌زاهامو‌بردارم‌پس‌برگشتم‌سمت‌پسره‌و‌گفتم"
_ببخشیدممکنه‌²تاانرژی‌زا‌ب‌من‌بدین¿¡ظاهرا‌خیلی‌عقبن‌و‌من‌نمیتونم‌بردارمشون‌،خیلی‌ممنون
اونم‌گفت‌اوهوم‌و‌انرژی‌زاهامو‌داددستم‌و‌رفت،منم‌پشت‌سرش‌ازش‌تشکر‌کردم‌ک‌فقط‌برام‌دست‌تکون‌داد‌پسره‌ی‌صگ
بعدازخرید‌رفتم‌پیش‌باران‌و‌موضوع‌روبراش‌تعریف‌کردم‌و‌دوتایی‌خاندان‌پسره‌رو‌موردعنایت‌قراردادیم،بعدم‌کلی‌راجب‌مدرسه‌و‌تولدمون‌صحبت‌کردیم‌ک‌قرار‌شد‌برای‌هم‌کتاب‌بخریم،من‌برای‌اون‌کتاب‌ترسناک‌بخرم‌و‌اون‌برام‌رمان‌فانتزی‌بخره
نزدیکای‌ساعت‌⁶ونیم‌یا⁷رفتم‌خونه‌و‌بعد‌ازشام‌بی‌حوصله‌رفتم‌تواتاقم‌و‌اهنگ‌گوش‌دادم‌و‌کتاب‌خوندم،یکمم‌باباران‌صحبت‌کردم‌و‌بعدش‌تصمیم‌گرفتم‌بخوابم،کمی‌هم‌ب‌اون‌پسره‌ی‌عجیب‌و‌غریب‌فکرکردم‌و‌خوابم‌بُرد...
ولی‌انگار‌همه‌چی‌تازه‌داشت‌شروع‌میشد‌دقیقا‌ازهمون‌پسره‌ی‌عجیب‌و‌غریب‌...
دیدگاه ها (۰)

پارت³"رفتم‌خونه‌و‌خیلی‌ریلکس‌لباس‌عوض‌کردم‌و‌نشستم‌شام‌بخورم...

پارت‌²"تااینکه‌گوشیم‌شروع‌کرد‌ب‌زنگ‌خوردن‌طبق‌معمول‌حیوان‌دو...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط