ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒟𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈
ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒟𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈
Part : ¹²
جیهوپ تهیون رو بغل کرد و بعد از چند ساعت بردش حموم تهیونگ بدن ظریفی داست و واقعا نازک نارجی و مهربون بود و هنیشه از رو درو شدن با جفتش میترسید و الان نه تنها سکس مارک هم شده بود ولی خوشحال بود چون جیهوپ از همون شب اول بهش اهمیت میداد .
دوماه بعد
الان دوماهی مگذشت جیمین هورمون های بدنش بخاطر بچه داخل شکمش بهم ریخته بود و همیشه نق میزن یا لوس میشد یا گریه نبکرد یا فقط باید به اون توجه میشد ولی با این وجود یونگی نمیزاشت احساس تنهایی کنه و همیشه پیشش بود مراقبش بود و خیلی خیلی جیمین و دوست داشت عشق اونا عشق در نگاه اول بود و اره الان امروز یک ساعت دیگه شنبه ساعت ۷ شب ۱۸ مارس ( کلا خارجیه 😁 ) بود و مهم ترین روز یونگی و جیمین
جیمین امروز رسما از پارک جیمین به مین جیمین تغییر عاملی میده
درسته امروز روز عروسیشون هست و شاهزاده کانادا که سالهاست دنبال جیمین بوده داشت از حرص میترکید ولی خب امروز بهترین رو اون دوتا بود و کسی نمیتونست خرابش کنه
ویو اتاق اماده شدن جیمین
_ جیمین عزیزم چرا داری نمیای
یونگی که صدایی از جیمین نشنید نگران وارد اتاق شد و جیمن و دید که رو زمین نشسته و داره عین بچه های چهار ساله که اسباببازیشون و ازشون گرفتی گریه نیکنه با نگرانی سمتش رفت و جلوش زانو زد و دستش و گرفت
_ پسر کوچولوی من چرا داره تو همچین روز نهنی گریه میکنه
+ یون هق گی هق هق اگه منو هق بعد هق ازدواج هق دوست هق نداشته باشی هق چی هق هق اگه هق فقط هق به هق خاطر بچه هق باهام هق هق ازدواج کنی چی هق هق ( یونگی اکه منو بعد ازدواج دوست نداشته باشی چی اگه منو فقط به خاطر بچه باهام ازدواج کنی چی )
_ اخه جوجه کوچولوی من این حرفا چیه ها من تا اخر عمرم فقط به تو عشق میورزم و برای هنیشه دیونه وار دوستت دارم حتی اگه اون بچه هم نبود تو مال من میشدی چه بخوای چه نخوای
+ راست هق هق میگی هق هق هق
_ اخ فدات شم معلومه راست نیگم بیشتر از این اون مروارید هاتو پایین نریز وگرنه کل مراسم وه هیچ کل کشور و نابود میکنم
+ باش فین
یونگی اون و برآید استایل بغل کرد و رو مبل گذاشت و بعد رو پاهاش خودش اونو نشوند و بغلش کرد
جونگ کوک و تهیونگ وارد میشوند
× اه اه چندشششششششش ( جیغ )
خاک برسرم نمردم و این روزای جیمینم دیدم
Part : ¹²
جیهوپ تهیون رو بغل کرد و بعد از چند ساعت بردش حموم تهیونگ بدن ظریفی داست و واقعا نازک نارجی و مهربون بود و هنیشه از رو درو شدن با جفتش میترسید و الان نه تنها سکس مارک هم شده بود ولی خوشحال بود چون جیهوپ از همون شب اول بهش اهمیت میداد .
دوماه بعد
الان دوماهی مگذشت جیمین هورمون های بدنش بخاطر بچه داخل شکمش بهم ریخته بود و همیشه نق میزن یا لوس میشد یا گریه نبکرد یا فقط باید به اون توجه میشد ولی با این وجود یونگی نمیزاشت احساس تنهایی کنه و همیشه پیشش بود مراقبش بود و خیلی خیلی جیمین و دوست داشت عشق اونا عشق در نگاه اول بود و اره الان امروز یک ساعت دیگه شنبه ساعت ۷ شب ۱۸ مارس ( کلا خارجیه 😁 ) بود و مهم ترین روز یونگی و جیمین
جیمین امروز رسما از پارک جیمین به مین جیمین تغییر عاملی میده
درسته امروز روز عروسیشون هست و شاهزاده کانادا که سالهاست دنبال جیمین بوده داشت از حرص میترکید ولی خب امروز بهترین رو اون دوتا بود و کسی نمیتونست خرابش کنه
ویو اتاق اماده شدن جیمین
_ جیمین عزیزم چرا داری نمیای
یونگی که صدایی از جیمین نشنید نگران وارد اتاق شد و جیمن و دید که رو زمین نشسته و داره عین بچه های چهار ساله که اسباببازیشون و ازشون گرفتی گریه نیکنه با نگرانی سمتش رفت و جلوش زانو زد و دستش و گرفت
_ پسر کوچولوی من چرا داره تو همچین روز نهنی گریه میکنه
+ یون هق گی هق هق اگه منو هق بعد هق ازدواج هق دوست هق نداشته باشی هق چی هق هق اگه هق فقط هق به هق خاطر بچه هق باهام هق هق ازدواج کنی چی هق هق ( یونگی اکه منو بعد ازدواج دوست نداشته باشی چی اگه منو فقط به خاطر بچه باهام ازدواج کنی چی )
_ اخه جوجه کوچولوی من این حرفا چیه ها من تا اخر عمرم فقط به تو عشق میورزم و برای هنیشه دیونه وار دوستت دارم حتی اگه اون بچه هم نبود تو مال من میشدی چه بخوای چه نخوای
+ راست هق هق میگی هق هق هق
_ اخ فدات شم معلومه راست نیگم بیشتر از این اون مروارید هاتو پایین نریز وگرنه کل مراسم وه هیچ کل کشور و نابود میکنم
+ باش فین
یونگی اون و برآید استایل بغل کرد و رو مبل گذاشت و بعد رو پاهاش خودش اونو نشوند و بغلش کرد
جونگ کوک و تهیونگ وارد میشوند
× اه اه چندشششششششش ( جیغ )
خاک برسرم نمردم و این روزای جیمینم دیدم
- ۹۶۲
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط