یک نفررادوست دارم،شعرمیگویم برایش...

یک نفررادوست دارم،شعرمیگویم برایش...
آمده درزیرشعرمن نوشته : " عاشقین؟"

این همه ازدردهایم گفته ام بازآمده
می نویسد:خوش به حال دلبرتو! آفرین!


من که شاعرنیستم تاعاشق شعرم شوی
من فقط یک عاشقم بگذارتاشعرم شوی...

بامن ازماندن بگو،رفتن تباهم میکند
خوب میدانی غمت خانه خرابم میکند

من به لبخنددوچشمان توعادت کرده ام
ترک عادت هم که میدانی چکارم می کند؟

قدریک دم دست هایت رازدستانم مگیر
فکریک دم بی تو،برمردن مجابم می کند؛؛
دیدگاه ها (۱)

غم است و می پراند از لبِ هر کس تبسم رانمی داند تبر فرقِ درخت...

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمآشنائی یافتم ازخویش بیگانه ش...

ازمهربان بودن دلم دیگر پشیمان استزخمی شدم دور و برم صدها نمک...

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدمآمدی با جان و دل سر گرم بازا...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

⇩متن از ی دوست خیلی عزیز⇩من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط