*( آسمان ها و زمین در خدمت ائمه معصومین)*
*( آسمان ها و زمین در خدمت ائمه معصومین)*
*(شماره۱)
*(بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم)*
ْ
ابو حمزه ثمالي مي گويد:« به حضور امام سجاد (ع) رفتم، ساعتي در حياط ايستادم، سپس به آن اطاقي كه آن حضرت در آنجا بود وارد شدم، ديدم آن حضرت چيزي را از زمين برمي چيد و دستش را پشت پرده مي برد و به كسي كه در پشت پرده بود مي داد....!»
ابوحمزه:«قربانت گردم؛ چيست كه مي بينم آن را مي چيني...؟»
امام سجاد:« اينها زيادي هاي پرهاي فرشتگان است كه چون اينجا مي آيند و مي روند، از آنها ميماند، آن پرها را جمع مي كنيم و تسبيح (بازو بند) فرزند خود مي نمائيم....!»
ابوحمزه:«آيا فرشتگان نزد شما مي آيند و با شما تماس مي گيرند...؟»
امام سجاد:«آري، تا حدي كه روي فرشها، جا را بر ما تنگ مي نمايند...!»
*(شماره۱)
*(بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم)*
ْ
ابو حمزه ثمالي مي گويد:« به حضور امام سجاد (ع) رفتم، ساعتي در حياط ايستادم، سپس به آن اطاقي كه آن حضرت در آنجا بود وارد شدم، ديدم آن حضرت چيزي را از زمين برمي چيد و دستش را پشت پرده مي برد و به كسي كه در پشت پرده بود مي داد....!»
ابوحمزه:«قربانت گردم؛ چيست كه مي بينم آن را مي چيني...؟»
امام سجاد:« اينها زيادي هاي پرهاي فرشتگان است كه چون اينجا مي آيند و مي روند، از آنها ميماند، آن پرها را جمع مي كنيم و تسبيح (بازو بند) فرزند خود مي نمائيم....!»
ابوحمزه:«آيا فرشتگان نزد شما مي آيند و با شما تماس مي گيرند...؟»
امام سجاد:«آري، تا حدي كه روي فرشها، جا را بر ما تنگ مي نمايند...!»
- ۲۹۳
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط