ویو کوک:
ویو کوک:
کوک: هی این ماشین....
کوک: جیمینننن دیوونه شدیییی ترسیدم روانی(نفس عمیق)
جیمین از ماشین پیاده شد..... اومد پیشم دستم گرف منو از روی زمین سرد بلند کرد.... دستی رو شونم کشید...
جیمین: هی پسر بیا تو ماشین سرده
لبخندی زد برگشت بره تو ماشین....
که یچیز سفت به سرم خورد... چشام سیاهی رف رو زمین افتادم....
کوک: هی این ماشین....
کوک: جیمینننن دیوونه شدیییی ترسیدم روانی(نفس عمیق)
جیمین از ماشین پیاده شد..... اومد پیشم دستم گرف منو از روی زمین سرد بلند کرد.... دستی رو شونم کشید...
جیمین: هی پسر بیا تو ماشین سرده
لبخندی زد برگشت بره تو ماشین....
که یچیز سفت به سرم خورد... چشام سیاهی رف رو زمین افتادم....
- ۱.۷k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط