‌ از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش

‌ از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش
یکبار در عمرت قدمی هم نفسم باش
ای آینه صدرنگ نشو با دل ِ تنگم
درظلمت شب قدر غمی هم نفسم باش
یا دوست من باش و یا دشمنِ جانی
لبخند بزن با ستمی هم نفسم باش
اینبار اگر رد شدم از گوشه ی چشمت
چون آه نفس گیر دمی هم نفسم باش
آهو صفت و گرگ خماری است نگاهت
چون سرمه ی چشمت قلمی هم نفسم باش
من سایه ی تنهایی خویش است پناهم
تا حوصله ی دیر دمی هم نفسم باش
افسوس که عمر من دیوانه هدر رفت
این آخر عمری قدمی هم نفسم باش
دیدگاه ها (۸)

من تورا درچالشی ازعشق دعوت میکنمحس نا آرام خود را با تو قسمت...

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایتای عشق کجایی که دلم کرده هوایت د...

ای که از باغ غزل قافیه خرمن کردیمن چه گویم که چها با دل و ...

مثل آهی که پس از رفتن تو می آیدخاطراتت پس هرکوچه سرم می آیدآ...

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

یا دوست من باش و یا دشمنِ جانی لبخند بزن با ستمی هم نفسم باش...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط