" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت 1
[ علامت نورا
علامت تهیونگ _
علامت مینار ÷
علامت لارا ×
علامت دنیل &
علامت آرتور ! ]
ویو راوی
آخرین پاکت شیرینی هم دسته بندی کرد و تحویل مشتری داد و با لبخندی که روی لب هاش بود گفت
بفرمایین
مشتری : ممنونم .......اینم پولتون
قابلی نداره
مشتری : ممنونم
بازم تشریف بیارین
آخرین مشتری هم رفت بیرون نورا با خوشحالی اومد سمت در و تابلوی روی در رو به طرف تمام شد برگردوند و برگشت سمت میزش
خب اینم از آخریش تموم شد دیگه
که یهو بوی به دماغش خورد چندین بو کرد که متوجه موضوع شد
وایییی سوخت
به سمت فر آشپزخونه دوید و فر رو خاموش کرد و شیرینی ها رو از توی فر دراورد
هوففف چه به موقع بود
سینی شیرینی ها رو گذاشت رو میز و بهشون خیره شد
عالی شدننن ..........ولی چرا یه چیزی کمه ؟
چند ثانیه به شیرینی ها خیره شد و با دقت بهش نگاه کرد . از نظر بقیه اون شیرینی ها بی نقص بودن ولی برای نورا یه چیزی کم بود ، یهو نورا بشکن زد و گفت
فهمیدمممم ........پودر زنجبیل کمه
به اطرافش نگاه کرد و رفت سمت نردبون و برش داشت و گذاشت جلوی قفسه ها و ازش رفت بالا و به شیشه ها نگاه کرد و دنبال پودر زنجبیل میگشت
کجاست ......آخرین بار کجا گذاشتمش ؟......... اهان پیداش کردم
چشمش که به شیشه پودر زنجبیل خورد از خوشحالی بال درآورد و خودشو به سمت شیشه زنجبیل کشیدی ولی اون خیلی دورتر بود
یه ذره دیگه موندههه
همینکه یه ذره دیگه خودشو کش داد تونست شیشه رو برداره
اهاننن .....گرفتمش
ولی همینکه گرفتش نردبون تکون خورد و نورا داشت میوفتاد که دستی دور کمرش احاطه شد و نزاشت نورا بیوفته
_ مگه نگفتم مراقب باش
اعه تویی .........ببخشید حواسم نبود
_ خانوم خوشگل من مراقب خودت باش برای چندمین بار
نورا به شکل سربازا احترام گذاشت و با صدای کلفت گفت
چشممم
تهیونگ خندید و با انگشتش زد رو نوک دماغ نورا ، و نورا هم خنده ای کرد که یهو تهیونگ اخمی کرد و جدی گفت
_ هنوز لباساتو نپوشیدی ؟
نورا نگاهی به سر و وضع خودش کرد و لبخند ضایعی زد و گفت
چیزه ......ساعت از دستم در رفته حواسم نبود
_ دیره یک ساعت دیگه مهمونا میرسن ما هنوز نرفتیم
یه ربع .....یه ربع صبر کن من میام
_ وایسا .....
نورا شیشه پودر زنجبیل رو گذاشت توی بغل تهیونگ و رفت سمت در و بلند گفت
تا میام اینو بریز رو شیرینی ها
همینو گفت و در رو باز کرد و رفت ..................
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت 1
[ علامت نورا
علامت تهیونگ _
علامت مینار ÷
علامت لارا ×
علامت دنیل &
علامت آرتور ! ]
ویو راوی
آخرین پاکت شیرینی هم دسته بندی کرد و تحویل مشتری داد و با لبخندی که روی لب هاش بود گفت
بفرمایین
مشتری : ممنونم .......اینم پولتون
قابلی نداره
مشتری : ممنونم
بازم تشریف بیارین
آخرین مشتری هم رفت بیرون نورا با خوشحالی اومد سمت در و تابلوی روی در رو به طرف تمام شد برگردوند و برگشت سمت میزش
خب اینم از آخریش تموم شد دیگه
که یهو بوی به دماغش خورد چندین بو کرد که متوجه موضوع شد
وایییی سوخت
به سمت فر آشپزخونه دوید و فر رو خاموش کرد و شیرینی ها رو از توی فر دراورد
هوففف چه به موقع بود
سینی شیرینی ها رو گذاشت رو میز و بهشون خیره شد
عالی شدننن ..........ولی چرا یه چیزی کمه ؟
چند ثانیه به شیرینی ها خیره شد و با دقت بهش نگاه کرد . از نظر بقیه اون شیرینی ها بی نقص بودن ولی برای نورا یه چیزی کم بود ، یهو نورا بشکن زد و گفت
فهمیدمممم ........پودر زنجبیل کمه
به اطرافش نگاه کرد و رفت سمت نردبون و برش داشت و گذاشت جلوی قفسه ها و ازش رفت بالا و به شیشه ها نگاه کرد و دنبال پودر زنجبیل میگشت
کجاست ......آخرین بار کجا گذاشتمش ؟......... اهان پیداش کردم
چشمش که به شیشه پودر زنجبیل خورد از خوشحالی بال درآورد و خودشو به سمت شیشه زنجبیل کشیدی ولی اون خیلی دورتر بود
یه ذره دیگه موندههه
همینکه یه ذره دیگه خودشو کش داد تونست شیشه رو برداره
اهاننن .....گرفتمش
ولی همینکه گرفتش نردبون تکون خورد و نورا داشت میوفتاد که دستی دور کمرش احاطه شد و نزاشت نورا بیوفته
_ مگه نگفتم مراقب باش
اعه تویی .........ببخشید حواسم نبود
_ خانوم خوشگل من مراقب خودت باش برای چندمین بار
نورا به شکل سربازا احترام گذاشت و با صدای کلفت گفت
چشممم
تهیونگ خندید و با انگشتش زد رو نوک دماغ نورا ، و نورا هم خنده ای کرد که یهو تهیونگ اخمی کرد و جدی گفت
_ هنوز لباساتو نپوشیدی ؟
نورا نگاهی به سر و وضع خودش کرد و لبخند ضایعی زد و گفت
چیزه ......ساعت از دستم در رفته حواسم نبود
_ دیره یک ساعت دیگه مهمونا میرسن ما هنوز نرفتیم
یه ربع .....یه ربع صبر کن من میام
_ وایسا .....
نورا شیشه پودر زنجبیل رو گذاشت توی بغل تهیونگ و رفت سمت در و بلند گفت
تا میام اینو بریز رو شیرینی ها
همینو گفت و در رو باز کرد و رفت ..................
- ۴۸۴
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط