تاب تاب عباسی

تاب تاب عباسی

خدا منُو نندازی

می خوام پناهم باشی

تا آخر این بازی

خدای دلتنگی یام

خدای مهربونم

تو حرفامُو می‌شنوی

بد کردم و می دونم

می دونم از تو دورم

صدای سوت و کورم

من گم شدم تو راهه

خوب و بد عبورم

منُو ببخش که گاهی،

شک کردم و شکستم

به این که نزدیکمی

چشامُو ساده بستم

منُو ببخش که گاهی

کم می‌یارم، می‌بازم

یادم می ره تو هستی

من که پر از نیازم

تو دستامُو می‌گیری

هنوز دلم روشنه

هنوز نبض ترانه م

به خاطرت می زنه

هنوز هوامُو داری

به داد من می‌رسی

قشنگ ترین آرامش

جز تو ندارم کسی

تاب تاب عباسی

خدا منُو نندازی

می خوام پناهم باشی

تا آخر این بازی...
دیدگاه ها (۲۵)

بیداری اگر این است...رفتیم دگر در خواب...

سلااااااااام داداشا و آجیای گلم @-}---من اومدم :| خوش اومدم ...

ﭘﺴﺘﺎﯼ ﻣﻨﻢ ﻣﯽ ﺗﻮنه 300_400ﺗﺎ ﻻﯾﮏ ﺑﺨﻮﺭه......ﺍﻣﺎ ﻓﺮﻧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﺴﺘ...

طنز و عاشقانه همین الان یهویی :)- الو عزیزم کجایی؟ - خونمونم...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۵*برگشت سمت ایزوکو و اون رو بغل کرد...

پارت ۴DarkBlaze ویو جنا :از مکان همیشگی اومدم به خونه خیلی خ...

پارت : ۲۹ جیمین هم پاهاش سسد شد و هانول رو بغل کرد و لب و اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط