ڪاش دلتنگی هم مثل اشڪ بود

ڪاش دلتنگی هم مثل اشڪ بود
می ریخت و تمام می شد
می ریخت و سبڪ می شدی
آن وقت مجبور نبودی
هر روز حجم عظیمی از دلتنگی ها
را با خودت به این طرف و آن طرف ببری...
دیدگاه ها (۳)

برایت مے نویسـمجایے بـرایــمگوشـه ے دلـت بگــذارجایے که جاے ...

من شیفتہ‌ےِ برقِ نگاهت شده‌ام دلباختہ‌ےِ روےِ چو ماهت شده‌ام...

آرزو دارمفقط یک بار سرت را روی سینه ام بگذاریتا تپش قلبم را ...

گر اجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شوم موج لذت درنگاهت، محوی چشما...

پری دریاییییی تولدشهههاااهههههههههه ایجومابجون بیا وسططططططط...

رمان پارت۸ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک جونگ کوک نگات می کرد پات...

(نیمه شب دلتنگی)پارت ۲استاد :خانم هونگ چرا بلند شدی به سوزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط