پارت آخر
پارت آخر
عروسی تموم شد
تهیونگ:بریم تو اتاق
ا/ت:باشه ا/ت لباسش رو در آورد
چند ثانیه بعد
تهیونگ داشت تو میکرد
ا/ت:آخ دردم گرفت یواش تر
تهیونگ:اشکال نداره از این بیشتر تو میکنم
وای تو خیلی شیطونی
چند سال بعد *
لونا :مامان بیا اتاق بابایی
ا/ت:باشه
لونا :بابایی تو هم بیا تو اتاقت
ا/ت:حالا بگو دخترم
تهیونگ:بگو بابایی
لونا:بابایی چرا همیشه شب جمعه صدای جیغ مامانی میاد
ا/ت:تو کاری نداشتهباش
لونا :باشه مامان
پایان داستان
عروسی تموم شد
تهیونگ:بریم تو اتاق
ا/ت:باشه ا/ت لباسش رو در آورد
چند ثانیه بعد
تهیونگ داشت تو میکرد
ا/ت:آخ دردم گرفت یواش تر
تهیونگ:اشکال نداره از این بیشتر تو میکنم
وای تو خیلی شیطونی
چند سال بعد *
لونا :مامان بیا اتاق بابایی
ا/ت:باشه
لونا :بابایی تو هم بیا تو اتاقت
ا/ت:حالا بگو دخترم
تهیونگ:بگو بابایی
لونا:بابایی چرا همیشه شب جمعه صدای جیغ مامانی میاد
ا/ت:تو کاری نداشتهباش
لونا :باشه مامان
پایان داستان
- ۱۰.۰k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط