عاشقان حسود پارت
عاشقان حسود پارت ۱۱
کوک : گگگگ ( اداشو در اورد )
نیکا : هیی با دوستم درست رفتار کنننن
جونگ اه : جیهون و نیکا من که میدونم شما همو دوست دارین چرا به هم اعتراف نمیکنین ؟
جیهون غذا پرید تو گلوش و کوک بهش اب داد
نیکا هم از خجالت سرخ شد ...
خب سه ثانیه بهتون فرصت میدم به هم اعتراف کنین
یک .... دو .... س...
جیهون و نیکا : من دوست دارم ...
جونگ اه خندید و گفت : آخیش دیگه کسی نیست بتونه بیاد تو خونم و کسی نیست خوراکی هامو بخوره ..
جیهون : از کجا معلوم شاید باهم اومدیم ..
جونگ اه : رمز خونم رو عوض میکنم ...
اعضا و همه خندیدن ...
جونگ اه : هی اقای پارک جیهون از این به بعد صاحب داری پس بدون خبر خونه من نمیایی با دخترای دیگه حرف نمیزنی حتی حق نداری نگاهشون کنی برای خودت میگم چون ممکنه بعدش کور شی به من هیچ ربطی نداره
از گل نازک تر به نیکا نمیگی و اشکشو در نمیاری اگه در اوردی خری و از زنگیش گم میشی میری بیرون و ..
جیهون : هیی نفس بگیر .. باشه من میدونم کور میشم البته به دست تو .. بعدشم نه تو خیلی از گل نازک تر بهش میگی مثل گودزیلا و فلان
جونگ اه : من فرق میکنم ... خیلی اون اگه من و تو باهم بیوفتیم پیش کوسه ها منو نجات میده ... راستی نیکا تو ام انقد خجالت کشیدی قرمز شدی زود باش ... پاشو .. تا یه سال دیگه قراره خاله بشم پاشوو
اینو که گفت نیکا بیشتر قرمز شد و اعضا زدن زیر خنده ....
کوک : گگگگ ( اداشو در اورد )
نیکا : هیی با دوستم درست رفتار کنننن
جونگ اه : جیهون و نیکا من که میدونم شما همو دوست دارین چرا به هم اعتراف نمیکنین ؟
جیهون غذا پرید تو گلوش و کوک بهش اب داد
نیکا هم از خجالت سرخ شد ...
خب سه ثانیه بهتون فرصت میدم به هم اعتراف کنین
یک .... دو .... س...
جیهون و نیکا : من دوست دارم ...
جونگ اه خندید و گفت : آخیش دیگه کسی نیست بتونه بیاد تو خونم و کسی نیست خوراکی هامو بخوره ..
جیهون : از کجا معلوم شاید باهم اومدیم ..
جونگ اه : رمز خونم رو عوض میکنم ...
اعضا و همه خندیدن ...
جونگ اه : هی اقای پارک جیهون از این به بعد صاحب داری پس بدون خبر خونه من نمیایی با دخترای دیگه حرف نمیزنی حتی حق نداری نگاهشون کنی برای خودت میگم چون ممکنه بعدش کور شی به من هیچ ربطی نداره
از گل نازک تر به نیکا نمیگی و اشکشو در نمیاری اگه در اوردی خری و از زنگیش گم میشی میری بیرون و ..
جیهون : هیی نفس بگیر .. باشه من میدونم کور میشم البته به دست تو .. بعدشم نه تو خیلی از گل نازک تر بهش میگی مثل گودزیلا و فلان
جونگ اه : من فرق میکنم ... خیلی اون اگه من و تو باهم بیوفتیم پیش کوسه ها منو نجات میده ... راستی نیکا تو ام انقد خجالت کشیدی قرمز شدی زود باش ... پاشو .. تا یه سال دیگه قراره خاله بشم پاشوو
اینو که گفت نیکا بیشتر قرمز شد و اعضا زدن زیر خنده ....
- ۱۹۳
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط