سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟
فرمانده : ارزش نداره تا تو بری اون مرده ...
ولی سرباز رفتو با جنازه دوستش برگشت.
فرمانده : دیدی گفتم ارزش نداره!
سرباز : چرا داشت، وقتی رسیدم بالا سرش گفت میدونستم که میای رفیق !
دیدگاه ها (۴۷)

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت ۱۸جونگ کوک :چته؟یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهش...

رومان عشق بی نھایت پارت9از زبان ملیساخبر خیلی زود بینہ کلہ م...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

سلام پرنسسام.... خوبین؟؟ 🫠🫠بفرمایین پارت جدید.... The unwant...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط