هنوز رد قدم های رفته‌ات

هنوز رد قدم های رفته‌ات
پاک نشده بود که
جهان تغییر کرد‌
صبح شد ، اما خورشید نیامد
ابر کبود شد ، اما باران نیامد
آسمان تیره شد ، اما ماه نیامد
به چشم خود
فرو افتادن ستارگان و پژمردن گل‌ها
و شکستن تُنگ شیشه‌ای ماهی ها را دیدم
رفتی ، گویی قیامت شد
و من آن خطاکاری که در آتشِ نبودنت سوخت ››
دیدگاه ها (۰)

می‌خواستم بہ تو بگویم کہ دلم برایـت تنگ شده ، ‌‌ ‌ ‌ ‌اما می...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ جانِ من است « ‌‌ ‌ ‌او ‌ ‌‌ ‌» .

باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست ؟عاشق دیوانه‌ات چشم‌ انتظا...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ حبہ ‍ي ܧند ...

امن ترین خطر𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏 𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐫𝐨𝐬𝐡?«جعبه‌ای که سرنوشت را تغییر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط